[kɔnvɛnˈt͡si̯oːn]
قرارداد، کنوانسیون
English: convention, treaty
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Konvention | die Konventionen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Konvention | die Konventionen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Konvention | den Konventionen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Konvention | der Konventionen |
Die Genfer Konvention wird in Guantanamo nicht anerkannt.
کنوانسیون ژنو در گوانتانامو به رسمیت شناخته نمیشود.
«Konvention» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.