[ˈkʁaftˌʃtɔf]
سوخت
English: fuel
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Kraftstoff | die Kraftstoffe |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Kraftstoff | die Kraftstoffe |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Kraftstoff | den Kraftstoffen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Kraftstoffs | der Kraftstoffe |
Bier ist mein Kraftstoff.
آبجو سوخت من است.
«Kraftstoff» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.