[ˈkʁaŋkn̩bəˌzuːx]
عیادت بیمار
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Krankenbesuch | die Krankenbesuche |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Krankenbesuch | die Krankenbesuche |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Krankenbesuch | den Krankenbesuchen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Krankenbesuchs | der Krankenbesuche |
Hoffentlich ist das mein letzter Krankenbesuch.
«Krankenbesuch» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.