[ˈkʁaːtɐ]
دهانه، گودال
English: crater, bowl
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Krater | die Krater |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Krater | die Krater |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Krater | den Kratern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Kraters | der Krater |
Der Krater war in ferner Vergangenheit möglicherweise eine Oase.
دهانهی آتشفشان در گذشتههای دور احتمالاً واحهای بوده است.
«Krater» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.