[ˈkʁaʊ̯zə]
پیچخورده، فر
English: frill, ruffle
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Krause | die Krausen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Krause | die Krausen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Krause | den Krausen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Krause | der Krausen |
Die Krause an ihrem Kragen ist sehr schön.
پیچخورده یقه او خیلی زیباست.
«Krause» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.