[ˈkʁɪmsˌkʁams]
خردهریز، لوازم متفرقه
English: knick-knacks, odds and ends
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Krimskrams | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Krimskrams | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Krimskrams | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Krimskramses | — |
Tom hat jede Menge Krimskrams gekauft.
تام کلی خرتوپرت خریده.
«Krimskrams» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.