[kʁokoˈdiːl]
تمساح
English: crocodile
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Krokodil | die Krokodile |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Krokodil | die Krokodile |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Krokodil | den Krokodilen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Krokodils | der Krokodile |
Ich habe kein Krokodil.
من تمساح ندارم.
«Krokodil» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.