[ˈlaːdn̩ˌhyːtɐ]
کالای ماندگار در انبار
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Ladenhüter | die Ladenhüter |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Ladenhüter | die Ladenhüter |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Ladenhüter | den Ladenhütern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Ladenhüters | der Ladenhüter |
Im Schlussverkauf versucht der Handel seine Ladenhüter loszuwerden.
«Ladenhüter» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.