[ˈlandəˌʔanfluːk]
نزدیک شدن به فرود
English: approach (landing)
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Landeanflug | die Landeanflüge |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Landeanflug | die Landeanflüge |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Landeanflug | den Landeanflügen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Landeanflugs | der Landeanflüge |
Der Landeanflug auf den Flughafen war sehr turbulent.
نزدیک شدن به فرودگاه بسیار پرتلاطم بود.
«Landeanflug» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.