[ˈlantpaʁˌtiː]
گردش روستایی
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Landpartie | die Landpartien |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Landpartie | die Landpartien |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Landpartie | den Landpartien |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Landpartie | der Landpartien |
Ein Sonntag im Herzen ist schöner als zwanzig auf einer Landpartie.
«Landpartie» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.