[lat͡saˈʁɛt]
بیمارستان صحرایی
English: field hospital
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Lazarett | die Lazarette |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Lazarett | die Lazarette |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Lazarett | den Lazaretten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Lazaretts | der Lazarette |
Das Lazarett ist voll mit Verletzten.
بیمارستان صحرایی پر از مجروحان است.
«Lazarett» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.