[ˈleːbn̩sˌt͡saɪ̯t]
مدت عمر
English: lifetime
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Lebenszeit | die Lebenszeiten |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Lebenszeit | die Lebenszeiten |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Lebenszeit | den Lebenszeiten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Lebenszeit | der Lebenszeiten |
Mir bleibt nur wenig Lebenszeit.
من فقط کمی از زمان زندگی خود دارم.
«Lebenszeit» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.