[ˈleːʁə]
آموزش، نظریه
English: teaching, doctrine
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Lehre | die Lehren |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Lehre | die Lehren |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Lehre | den Lehren |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Lehre | der Lehren |
Natur geht vor Lehre.
طبیعت بر آموزش مقدم است.
«Lehre» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.