[ˈlaɪ̯çn̩ʃaʊ̯ˌhaʊ̯s]
سردخانهی اجساد
English: morgue, mortuary
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Leichenschauhaus | die Leichenschauhäuser |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Leichenschauhaus | die Leichenschauhäuser |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Leichenschauhaus | den Leichenschauhäusern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Leichenschauhauses | der Leichenschauhäuser |
Der Arzt schickte einen lebenden Patienten ins Leichenschauhaus.
دکتر یک بیمار زنده را به سردخانه فرستاد.
«Leichenschauhaus» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.