[ˈlɛŋkʊŋ]
فرمان، هدایت
English: steering, guidance
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Lenkung | die Lenkungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Lenkung | die Lenkungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Lenkung | den Lenkungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Lenkung | der Lenkungen |
Die Lenkung des Autos funktioniert einwandfrei.
فرمان ماشین بدون نقص کار میکند.
«Lenkung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.