[ˈlɔɪ̯tnant]
ستوان
English: lieutenant
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Leutnant | die Leutnants |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Leutnanten | die Leutnants |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Leutnanten | den Leutnants |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Leutnanten | der Leutnants |
Tom war kein Leutnant.
تام ستوان نبود.
«Leutnant» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.