[ˈlɔʁˌbeːɐ̯]
برگ بو
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Lorbeer | die Lorbeeren |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Lorbeer | die Lorbeeren |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Lorbeer | den Lorbeeren |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Lorbeers | der Lorbeeren |
Lorbeer macht nicht satt, besser, wer Kartoffeln hat.
«Lorbeer» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.