[ˈlʊftɡəˌveːɐ̯]
تفنگ بادی
English: air rifle
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Luftgewehr | die Luftgewehre |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Luftgewehr | die Luftgewehre |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Luftgewehr | den Luftgewehren |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Luftgewehrs | der Luftgewehre |
Als Kind schoss mein Vater mit einem Luftgewehr auf Wacholderdrosseln.
در کودکی، پدرم با تفنگ بادی به سارهای کوهی شلیک میکرد.
«Luftgewehr» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.