[ˈmɪlçɡəˌzɪçt]
صورت بیمو و کمتجربه
English: beardless, inexperienced face
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Milchgesicht | die Milchgesichter |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Milchgesicht | die Milchgesichter |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Milchgesicht | den Milchgesichtern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Milchgesichts | der Milchgesichter |
Dieses Milchgesicht hat keine Ahnung vom Leben.
این صورت بیمو هیچ درکی از زندگی ندارد.
«Milchgesicht» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.