[muˈlatɪn]
زن دورگه
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Mulattin | die Mulattinnen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Mulattin | die Mulattinnen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Mulattin | den Mulattinnen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Mulattin | der Mulattinnen |
Ich bin eine Mulattin.
«Mulattin» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.