[ˈnaːxˌtʁaːk]
ضمیمه، پیوست
English: supplement, appendix
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Nachtrag | die Nachträge |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Nachtrag | die Nachträge |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Nachtrag | den Nachträgen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Nachtrags | der Nachträge |
Der Nachtrag zum Vertrag wurde unterschrieben.
پیوست قرارداد امضا شد.
«Nachtrag» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.