[ˈnakthaɪ̯t]
برهنگی، عریانی
English: nudity
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Nacktheit | die Nacktheiten |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Nacktheit | die Nacktheiten |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Nacktheit | den Nacktheiten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Nacktheit | der Nacktheiten |
Die Nacktheit der Frau ist Gottes Werk.
برهنگی زن کار خداست.
«Nacktheit» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.