[ˈnʏmfə]
پری، حور
English: nymph
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Nymphe | die Nymphen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Nymphe | die Nymphen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Nymphe | den Nymphen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Nymphe | der Nymphen |
Dort lebt eine Nymphe.
در آنجا یک پورهی جنگلی زندگی میکند.
«Nymphe» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.