[ˈoːbɐkɔˌmando]
فرماندهی کل
English: high command
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Oberkommando | die Oberkommandos |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Oberkommando | die Oberkommandos |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Oberkommando | den Oberkommandos |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Oberkommandos | der Oberkommandos |
Das Oberkommando der Armee traf eine wichtige Entscheidung.
فرماندهی کل ارتش یک تصمیم مهم گرفت.
«Oberkommando» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.