[ˈpant͡səʁʊŋ]
زره، پوشش
English: armor, plating
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Panzerung | die Panzerungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Panzerung | die Panzerungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Panzerung | den Panzerungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Panzerung | der Panzerungen |
Die Panzerung des Polizeifahrzeugs rettete den Insassen das Leben.
زره خودروی پلیس جان سرنشینان را نجات داد.
«Panzerung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.