[paˈpiːɐ̯kʁaːm]
کاغذبازی، بروکراسی
English: paperwork, bureaucracy
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Papierkram | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Papierkram | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Papierkram | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Papierkrams | — |
Tom überflog den Papierkram.
تام سرسری نگاهی به کاغذها انداخت.
«Papierkram» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.