[ˈp͡feːɐ̯dəˌʃtal]
اصطبل اسب
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Pferdestall | die Pferdeställe |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Pferdestall | die Pferdeställe |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Pferdestall | den Pferdeställen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Pferdestalls | der Pferdeställe |
Hier war ein Pferdestall.
«Pferdestall» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.