[poˈliːɐ̯]
سرکارگر
English: foreman
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Polier | die e |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Polier | die e |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Polier | den en |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Poliers | der e |
Tom wurde zum Polier befördert.
تام به مقام سرکارگر ارتقا یافت.
«Polier» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.