[poliˈt͡saɪ̯ɡəˌvaːɐ̯zaːm]
بازداشتگاه پلیس
English: police custody
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Polizeigewahrsam | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Polizeigewahrsam | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Polizeigewahrsam | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Polizeigewahrsams | — |
Tom befindet sich noch in Polizeigewahrsam.
تام هنوز در بازداشت پلیس است.
«Polizeigewahrsam» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.