روانشناس
English: psychologist (male)
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Psycholog | die -n |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Psycholog | die -n |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Psycholog | den -n |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Psychologs | der -n |
Der Psycholog hört zu.
روانشناس گوش میدهد.
مترادف
«Psycholog» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.