[ˈkveːɐ̯ˌʃlɛːɡɐ]
گلولهی منحرف
English: ricochet bullet
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Querschläger | die Querschläger |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Querschläger | die Querschläger |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Querschläger | den Querschlägern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Querschlägers | der Querschläger |
Der Querschläger traf einen Passanten.
گلولهی منحرف به یک عابر برخورد کرد.
«Querschläger» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.