[ˈʁamˌbɔk]
قوچ کوبنده، کوبه
English: battering ram
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Rammbock | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Rammbock | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Rammbock | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Rammbocks | — |
Die Polizei benutzte einen Rammbock, um die Tür aufzubrechen.
پلیس با قوچِ کوبنده در را شکست.
«Rammbock» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.