[ˈʁampn̩ˌlɪçt]
نور صحنه، کانون توجه
English: limelight, spotlight
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Rampenlicht | die Rampenlichter |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Rampenlicht | die Rampenlichter |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Rampenlicht | den Rampenlichtern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Rampenlichts | der Rampenlichter |
Tom trat ins Rampenlicht.
تام وارد کانون توجه شد.
«Rampenlicht» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.