[ʁaˈziːɐ̯ˌmɛsɐ]
تیغ ریشتراش
English: razor
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Rasiermesser | die Rasiermesser |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Rasiermesser | die Rasiermesser |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Rasiermesser | den Rasiermessern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Rasiermessers | der Rasiermesser |
Tom rasierte sich den Kopf mit einem Rasiermesser.
تام با تیغ سرش رو تراشید.
«Rasiermesser» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.