[ˈʁatn̩ˌlɔx]
سوراخ موش
English: rat hole
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Rattenloch | die Rattenlöcher |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Rattenloch | die Rattenlöcher |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Rattenloch | den Rattenlöchern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Rattenlochs | der Rattenlöcher |
Thomas wohnt in einem Rattenloch.
توماس توی یه لونهی موش زندگی میکنه.
«Rattenloch» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.