[ˈʁaɪ̯sˌlaɪ̯nə]
طناب نجات
English: rip cord, rescue line
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Reißleine | die n |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Reißleine | die n |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Reißleine | den n |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Reißleine | der n |
Im Notfall muss man die Reißleine ziehen.
در مواقع اضطراری باید طناب نجات را کشید.
«Reißleine» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.