[ˈʁuːki]
تازهکار، نوآموز
English: rookie, newcomer
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Rookie | die Rookies |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Rookie | die Rookies |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Rookie | den Rookies |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Rookies | der Rookies |
Der Rookie hat im ersten Spiel schon ein Tor geschossen.
تازهکار در اولین بازی گل زد.
«Rookie» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.