[zyːt]
جنوب
English: south
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Süd | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Süd | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Süd | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Südes | — |
Der Wind weht von Nord nach Süd.
باد از شمال به جنوب میوزه.
«Süd» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.