[zaʊ̯əˈʁaɪ̯]
کثافتکاری، بینمکی
English: mess, disgrace
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Sauerei | die Sauereien |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Sauerei | die Sauereien |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Sauerei | den Sauereien |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Sauerei | der Sauereien |
Was für eine Sauerei!
چه به هم ریختگیای!
«Sauerei» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.