[ˈʃlaːkˌt͡sɔɪ̯ɡɐ]
نوازندهی طبل
English: drummer
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Schlagzeuger | die Schlagzeuger |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Schlagzeuger | die Schlagzeuger |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Schlagzeuger | den Schlagzeugern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Schlagzeugers | der Schlagzeuger |
Tom ist Schlagzeuger.
تام درامر است.
«Schlagzeuger» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.