[ˈʃlamˌʃlaxt]
جنگ گلی، لجنپراکنی
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Schlammschlacht | die Schlammschlachten |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Schlammschlacht | die Schlammschlachten |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Schlammschlacht | den Schlammschlachten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Schlammschlacht | der Schlammschlachten |
Die Scheidung von Tom und Maria ist eine Schlammschlacht.
«Schlammschlacht» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.