[ˈʃmɛʁt͡sˌmɪtl̩]
مسکن، داروی ضد درد
English: painkiller, analgesic
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Schmerzmittel | die Schmerzmittel |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Schmerzmittel | die Schmerzmittel |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Schmerzmittel | den Schmerzmitteln |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Schmerzmittels | der Schmerzmittel |
Tom nimmt Schmerzmittel.
تام مسکن مصرف میکند.
Falls die Schmerzen unerträglich werden, können Sie dieses Schmerzmittel einnehmen.
اگر دردها غیرقابل تحمل شدند، میتوانید این مسکن را مصرف کنید.
«Schmerzmittel» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.