[ˈʃmʊɡl̩]
قاچاق
English: smuggling
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Schmuggel | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Schmuggel | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Schmuggel | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Schmuggels | — |
Auf das Gesetz reagierte man mit vermehrtem Schmuggel und zivilem Ungehorsam.
در واکنش به این قانون، قاچاق و نافرمانی مدنی افزایش یافت.
«Schmuggel» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.