[ˈʃoːsˌhʊnt]
سگ دامان
English: lapdog
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Schoßhund | die Schoßhunde |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Schoßhund | die Schoßhunde |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Schoßhund | den Schoßhunden |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Schoßhunds | der Schoßhunde |
Mein Schoßhund war ernsthaft krank.
سگ دامانم بهشدت مریض بود.
«Schoßhund» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.