[ʃʁaɪ̯n]
زیارتگاه، محراب
English: shrine, sanctuary
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Schrein | die Schreine |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Schrein | die Schreine |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Schrein | den Schreinen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Schreines | der Schreine |
Tom betete vor dem Schrein.
تام جلوی زیارتگاه دعا کرد.
«Schrein» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.