[ˈʃvɛçlɪŋ]
ضعیف، ناتوان
English: weakling, wimp
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Schwächling | die Schwächlinge |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Schwächling | die Schwächlinge |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Schwächling | den Schwächlingen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Schwächlings | der Schwächlinge |
Tom ist ein Schwächling.
تام یه آدم ضعیفه.
«Schwächling» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.