[ˈzɪçtˌvaɪ̯tə]
میدان دید، دید
English: visibility, field of view
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Sichtweite | die Sichtweiten |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Sichtweite | die Sichtweiten |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Sichtweite | den Sichtweiten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Sichtweite | der Sichtweiten |
Tom ist außer Sichtweite.
تام از دیدرس خارج است.
«Sichtweite» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.