سطح C2اسم

das Sinnbild

[ˈzɪnˌbɪlt]

نماد، سمبل

English: symbol, emblem

گرامر

آرتیکل
das
جمع
Sinnbilder

صرفِ Sinnbild در چهار حالت

حالتSingularPlural
Nominativنهادی (چه کسی؟)das Sinnbilddie Sinnbilder
Akkusativمفعولی (چه را؟)das Sinnbilddie Sinnbilder
Dativبه‌ای (به چه کسی؟)dem Sinnbildden Sinnbildern
Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟)des Sinnbildsder Sinnbilder

جمله‌ی مثال با Sinnbild

  • Schwarz ist Sinnbild von Trauer.

    سیاه نماد اندوه است.

خانواده‌ی واژه

«Sinnbild» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.