[ˈzoːnəˌman]
پسرجان (م خطابی)
English: sonny, dear boy
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Sohnemann | die Söhnemänner |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Sohnemann | die Söhnemänner |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Sohnemann | den Söhnemännern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Sohnemanns | der Söhnemänner |
Für das Deutsche Vaterland opferte ein Sohnemann oft alles.
برای میهن آلمانی، یک پسرِ فداکار اغلب همهچیز را فدا میکرد.
«Sohnemann» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.