[ˈʃpaɪ̯çl̩]
بزاق، آب دهان
English: saliva
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Speichel | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Speichel | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Speichel | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Speichels | — |
Der Speichel fließt beim Essen.
هنگام غذا خوردن بزاق جاری میشود.
«Speichel» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.